X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 30 اردیبهشت 1387

MF : این چه وضع ظاهره؟

من : مگه اشکال داره؟

MF : کارت شناسایی.

چند لحظه بعد، بعد از کمی تند صحبت کردن من

MF : بشین تو ماشین.

من : کجا؟

MF : مفاسد و امنیت اخلاقی.

بازو منو گرفت که سرش داد زدم:

دستتو بکش مرتیکه گفتی بشین، میشینم.

MF#2 : پدر مادرت چیزی بهت نمیگن؟

من : مگه چه مشکلی دارم که چیزی بگن ؟

بعد از کمی جر و بحث

MF : خیلی پر رویی

من : نظر لطفتونه !

بعد از چرخ زدن با مرسدس باحال، داخل کلانتری

MF#2 : اگه کل کل نمیکردی همونجا تموم بود.

من : اگه ظاهرمو تایید کردند همونجایی که سوارم کردی پیادم میکنی.

MF : گفتم که خیلی پر رویی.

MotherFucker ها رفتند و من هم هی این ور اون ور پاس میخوردم.

میخواستند با این کار منو بترسونن.

سرهنگ مادر ... : چرا موهاتو بلند کردی؟

من : مگه اشکال داره؟

س م ... : بله که اشکال داره!

من : مگه امام سوم تون موهاش بلند نبود ؟

س م ... : مگه تو امام حسینی ؟

من : حالا نه این که شما با موهای کوتاه امام هستی .

س م ... : خفه شو سوسول.

من ( زیر لب) : همراه شما

س م ... : دانشجویی؟

من : نه. پیش دانشگاهی میخونم.

س م ... : این چه جور لباسه؟

من : مگه چشه؟

س م ... : آستین کوتاهه

من : آخه مرد حسابی مگه آستین کوتاه اشکال داره.

س م ... : باید تعهد بدی.

من : اگه ندم چی میشه ؟

س م ... : بازداشتگاه. فردا هم دادگاه.

من : چیو باید تعهد بدم؟

س م ... : ظاهر آراسته اسلامی.

من (تو ذهنم) : piss on iissllaamm

من : لباس شاید ولی مو نه !

س م ... : عجب پر رویی هستی

بعد از 20 دقیقه علافی

س م ... : بیا اینجا رو امضا کن.

من : اول باید بخونم

س م ... : حرف اضافی نزن.

من بی اعتنا متن تعهد رو خوندم و امضا کردم

س م ... : میتونی بری.

من( تو ذهنم) : let me stay and watch ur f**king face

پ ن : چند تا دختر بی گناهو به جرم دوچرخه سواری گرفته بودند.

پ ن : از تمام دوستانی که جلوی کلانتری صف کشیده بودن تا با سند دوچرخه منو آزاد کنند متشکرم!