X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 25 فروردین 1387

از دیوار خیال بالا رفتم

به باغ آرزوهایم پریدم

 

درختان با ناز و کرشمه

میوه هاشان در دست

 برگ هاشان سایه بان

به استقبالم می آمدند

 

نسیم هنرمندانه از سکوت زیباترین موسیقی را مینواخت

و زمین آنچنان مهربان شده بود که گویی بوسه بر پایم می‌زد

رود هم دوستانه مرا در مسیر همراهی میکرد

 

آنسو نوایی مرا فرا میخواند

هرچه نزدیک تر ، نوا بلندتر ، پاهایم سست تر

از همه خوبی ها گذشتم و

تو ای دوست ، تو را دیدم

 

دست به سویت ، نگاه در نگاهت

اما ، هی ، کجا ، چه شد؟

 .

 .

 .

این سیگار هم تمام شد

شاید بار دیگر

در رقص دود

 بتوانم از گوشه این تاریکخانه به چشمانت پل بزنم.

 

پ ن: فعلا چند روزی است که در دنیای موهومات به سر میبریم‌